یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۲
تحلیلی بر سوءاستفاده سیاسی از مفاهیم تاریخی اسلام

استناد به «بیعت عقبه» برای توجیه مذاکره و توافق با دشمن، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا می‌توان یک بیعت دینی و تعهد به پیامبر(ص) را با مذاکره سیاسی مقایسه کرد؛ میان «بیعت عقبه» و مذاکره سیاسی تفکیک وجود دارد و توجه به صلح حدیبیه، مسئله اصلی را نحوه مواجهه پیامبر(ص) با پیمان‌شکنی دشمن باید دانست.

خبرگزاری حوزه | اخیراً رئیس دولت دوازدهم در جمع وزرا و استانداران زمان خود، با تأکید بر لزوم الگوگیری از سیره و شیوه حکمرانی پیامبر اعظم (ص)، اظهارات تأمل‌برانگیزی را بیان کرد. وی با اشاره به اینکه اساس حکومت پیامبر بر «پیمان» استوار بود، به دو رویداد «عقبه اول و دوم» استناد کرد و با تغییر نام آن‌ها از «بیعت» به «پیمان»، تلاش کرد تا سندی تاریخی برای توجیه مذاکره، توافق و مدارا با طرف‌های مقابل (حتی دشمنان جبّار و قلدر) دست‌وپا کند. او در کنایه‌ای آشکار به منتقدان گفت: «ظاهراً بعضی‌ها از پیمان بدشان می‌آید… اگر طرف جبّار و قلدر بود چطور؟ تا کی باید ادامه بدهیم؟»

این نوع مواجهه با تاریخ اسلام، نیازمند کالبدشکافی دقیق و پاسخگویی علمی است تا مشخص شود مرز میان «استناد به تاریخ» و «تحریف تاریخ برای اهداف سیاسی» کجاست.

بخش اول: نقد تاریخی - تفاوت ماهوی بیعت و مذاکره

نخستین و بزرگ‌ترین خطای این تحلیل، جابه‌جایی عامدانه یا ناآگاهانه واژگان است. مایه شگفتی است که رویدادی با نام و ماهیت مشخصِ «بیعت» (پیمان وفاداری و تبعیت)، به عنوان «پیمان مذاکراتی» با معنای امروزی آن جا زده می‌شود. در سال دوازدهم بعثت، تعدادی از اهالی قبیله اوس و خزرج به مکه آمدند، به اسلام مشرف شدند، با پیامبر (ص) بیعت کردند و با تمام وجود متعهد به محافظت از ایشان شدند. به همین دلیل است که تمام مورخان و دانشوران اسلامی از آن با عنوان «بیعت عقبه» یاد می‌کنند.

در این رویداد، اساساً هیچ‌گونه «مذاکره متعارف» (به معنای دیپلماتیک کلمه که شامل چانه‌زنی، واگذاری امتیاز، یا گفت‌وگو برای رفع تخاصم با دشمن باشد) رخ نداده است که بتوان آن را الگویی برای توافقنامه‌های سیاسی و بده‌بستان با دشمنانی قلدر مانند آمریکا قرار داد.

بخش دوم: نقد گوینده - غفلت یا مصادره به مطلوب؟

بیان چنین استدلال‌های سستی از سوی فردی در لباس روحانیت، از دو حال خارج نیست:

حالت اول این است که ایشان به دلیل دهه‌ها اشتغال به امور اجرایی و سیاسی، از مباحث علمی و تاریخی حوزه فاصله گرفته و دیگر حضور ذهن دقیقی در این مباحث ندارند؛ درست مانند متخصصی که به دلیل سال‌ها دوری از حرفه خود، صلاحیت و مجوز کارش باطل می‌شود.

حالت دوم—که بسیار نگران‌کننده‌تر است—این است که ایشان تفاوت عمیقِ میان «بیعت مؤمنان در عقبه» و «توافق‌نامه با دولتی مستکبر» را که فاصله‌ای به اندازه شرق تا غرب دارد، می‌داند، اما برای پیشبرد اغراض سیاسی و توجیه مسیر گذشته خود، حاضر است تاریخ را مصادره به مطلوب کند.

بخش سوم: تکمیل استدلال - ماجرای حدیبیه و معمای پیمان‌شکنان

اما اگر بخواهیم با تسامح، استدلال ناقص ایشان را تکمیل کنیم، باید گفت که برای توجیه مذاکره، استناد به «صلح حدیبیه» (چنان‌که برخی دیگر از چهره‌های سیاسی نیز به آن اشاره کرده‌اند) شاید از نظر تاریخی وجاهت بیشتری می‌داشت. ما نیز می‌پذیریم که نفسِ پیمان بستن یا صلح‌نامه با دشمن در شرایط خاصی امکان پذیر است چنانکه رسول خدا به امر پیامبر (ص) و به جهت مصالحی در حدیبیه صلح کرد؛ اما مسئله اصلی و حلقه مفقوده در تحلیل این آقایان چیز دیگری است.

وی خود اعتراف می‌کند که ما با دشمنی قلدر، زورگو و «پیمان‌شکن» روبه‌رو هستیم. سؤال اساسی این است: اگر دشمن نقض پیمان کرد، الگوی پیامبر (ص) در مواجهه با او چیست؟ این دقیقاً همان بخشی از تاریخ است که این جریان سیاسی تمایلی به بازخوانی آن ندارد.

نتیجه‌گیری: سنت واقعی در تقابل با دشمن قلدر

سنت رسول خدا (ص) در برابر دشمنِ پیمان‌شکن، همواره شفاف و قاطع بوده است. در جریان صلح حدیبیه، هنگامی که کفار قریش پیمان را نقض کردند، پیامبر (ص) هرگز به تلاش برای بازگشت به میز مذاکره روی نیاوردند، بلکه با قاطعیت در برابر این پیمان‌شکنی ایستادند و نتیجه آن، فتح مکه بود. جالب اینجاست که به‌رغم خواهش و تمنای بعدیِ سران قریش، پیامبر دیگر به آن پیمانِ نقض‌شده بازنگشتند. متأسفانه این بخش مهم از صلح حدیبیه، در سخنرانی‌های این افراد همواره سانسور می‌شود.

حقیقت این است که ما امروز در «مرحله نگارش و امضای پیمان‌نامه» قرار نداریم که مدام از بیعت عقبه یا صلح حدیبیه سخن بگوییم؛ بلکه ما در «مرحله پس از نقض پیمان» از سوی دشمن زورگو قرار داریم. امروز، الگوپذیری واقعی از پیامبر (ص)، دفاع از حیثیت و هویت اسلامی، و ایستادگی در برابر متجاوز است. تنها با درک این سنت واقعی است که می‌توانیم به سوی «ربیع» و بهار پیروزی حرکت کنیم؛ در غیر این صورت، با انفعال و دل‌بستن به عهدهای شکسته‌شده، پاییز و زمستانی سخت در انتظار کشور خواهد بود.

حجت الاسلام حبیب عباسی، استاد حوزه علمیه قم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha